تبليغاتX
ظهر جمعه


Google


دوستان و شنوندگان،

ظهر جمعه تلاشی بود برای معرفی کتاب گویا به فارسی زبانان. چیزی که مدتهاست در زبانهای دیگر معمول و مرسوم است. نمونه هایی از قصه و داستانهای متفاوت را برایتان روایت کردم و شنیدید.
بنا به دلایلی ادامه این کار برایم میسر نیست و در عین حال تمایلی برای ادامه هم ندارم، چون گمان می کنم همین تعداد داستان برای مقصودم کافی بوده باشد.
از همه دوستانی که در این مدت مرا مورد لطف و تشویق خویش قرار داند، سپاسگزارم. هدف من ارایه داستانهای گویا با کیفیتی مناسب بود. چه، گمان دارم کتاب گویا ادامه سنت قصه گویی است و باید چیزی بیشتر از روخوانی پرغلط داستانها (آنگونه که معمول رادیو کالج پارک است) باشد. قصه خوانی باید بکوشد روح داستان را به شنونده منتقل کند.
بگذریم...
این وبلاگ همچنان باز و داستانها برای مراجعین بعدی روی سرور باقی خواهند ماند. کسانی که مشتاق شنیدن داستانهای بیشتر و ادامه کار هستند، می توانند داستانهایی را که خود خوانده اند برای من بفرستند تا آنها را در وبلاگ بگذارم. ولی خود قصه گو برای همیشه خاموش شده است.
برای حسن ختام اما، داستانی را از شهریار داستان نویسی ایران "شهریار مندنی پور" برایتان خواهم گذاشت که مدتها پیش خواندم. امید آن که خوشتان بیاید. داستان مضمونی عاشقانه دارد و ظرافتی بدیع، آنگونه که معمول مندنی پور است، در زاویه روایت. شاید قدری طول بکشد تا خواننده دریابد راوی داستان کیست...مندنی پور را اگر نمی شناسید، درباره اش همین بس که سیمین (دانشور) گفت: "مرا اگر خلعتی بود به او می سپردم.". بدون خواندن آثار او شناخت ادبیات معاصر داستانی فارسی ناقص است بی شک.

درود و بدرود
قصه گو

شناسه)
نام داستان: شرق بنفشه
نویسنده: شهریار مندنی پور
از کتاب: شرق بنقشه
راوی: سید
موسیقی: کیهان کلهر (اثر جاودان "شب، سکوت، کویر")
مدت: ۷۹ دقیقه
قالب: mp3
حجم پرونده صوتی: ۱۳/۵ مگابایت

متن داستان شرق بنفشه از سایت سخن
برای شنیدن داستان به خلاصه انگلیسی مراجعه کنید (English Excerpt 8).
دنبالک پایین گذاری مستقیم

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/05/29ساعت 17:56 توسط قصه گو |

این نوشتهء وبنوشت را به عشق نوشتم که مشغله بسیار داشتم...

 

صادق هدایت (۱۲۸۱ تا ۱۳۳۰) از بزرگترین داستان نویسان صده اخیر در ایران و از بنیانگذاران ادبیات داستانی معاصر فارسی است. به او لقب پدر داستان نویسی معاصر را داده اند که خالی از واقعیت نیست. درباره اش بسیار گفته اند: له و علیه. لزومی به تکرار آن حرفها نیست که مشتاقان می دانند یا می خوانند. فقط باید به خاطر داشت که هدایت٬ سوای شخصیت فردی اش از بزرگترین نویسندگان ایران است. نثری موجز و موثر، داستان پردازی قوی، تسلط به عناصر فرهنگ ایرانی و غربی، او را به جایی رسانده که بعد از او کمتر کسی رسید. هدایت خواهی نخواهی در تاریخ ایران جاودانه است: جاودانه ای قدری تاریک…

 

داستانهای سورئال (فراواقع) او گاه آن قدر سیاه و تاریکند که خواندنش خوانندهء کم مایه را روان آزرده می کند. سعی کردم داستانی را از او برگزینم که کمتر تاریک باشد، شد تراژدی داش آکل. داستان را وقتی خیلی بچه بودم در کتابخانهء پدر خواندم. داستان کوتاه داش آکل از آثار رئال (واقع گرای) هدایت است و شاید یکی از بهترینشان (در کنار طلب آمرزش) که در مجموعه داستان «سه قطره خون» به سال ۱۳۱۱چاپ شد.

  • داستان با «همهء اهل شیراز» شروع و تمام می شود و چه زیبا شیراز را به یاد می آورد.
    جمله موجزتر از این دیده اید؟ «همه اهل شیراز برایش گریه کردند.»
  • مرگ داش آکل مرگی است نمادین. مرگ جوانمردی است در جدال با لمپنیسم (کاکا رستم). به قول دکتر عبدالمحبوب در آثار رئاليستی هدايت آنها که زنده می مانند رجاله ها هستند و اين يک واقعيت اجتماعی است.
  • مسعود کیمیایی در سالهای دهه چهل فیلمی ساخت از داش آکل کم مایه و ناوفادار به داستان. از داش آکل ترانه هم ساخته اند (به گمانم خشایار اعتمادی)
  • داستان داش آکل بی مناسبت نیست برای روز زن (۸ مارس). چرا که نقش درجه دوم و منفعل زن را در جامعه ایرانی به زیبایی به تصویر می کشد.

حرف بسیار است دربارهء صادق هدایت و داش آکل...

داستان را بشنوید...

 

شناسه:

نام داستان کوتاه: داش آکل

نویسنده: صادق هدایت

راوی: سید

مدت: ۳۳ دقیقه

 

فایل صوتی یا به قول بعضی ها کتاب صوتی (Download MP3, 24 kbps, 5.66 Mb)

 

پی نوشت: به فایل صوتی داستان٬ موسیقی نیفزودم. راستش آن قدر متن تاثیرگذار است که موسیقی را کم جلوه می کند. گفتم این متن نیازی به موسیقی ندارد.

+ نوشته شده در جمعه 1384/12/19ساعت 12:0 توسط قصه گو |

 همیشه نوبت برترینها نیست. گاه نوبت تازه تر هاست:
هین سخن تازه بگو٬ تا دو جهان تازه شود...

داستان «عبور و مرور» نه از نویسنده نامداری است و نه طرح داستانی اش چندان بدیع. اما نویسنده که نشان می دهد قلمی توانا دارد٬ چه در زاویه دید و چه در نحوه روایت نوگراست و کاملا موفق. به علاوه آنچه در این داستان جلب توجه می کند، جانداری و خاطره انگیزی توصیفهاست و حس نوستالژیک دوران کودکی...حتی بعضی از آن تحلیلهای سیاسی اجتماعی درباه ایران معاصر بیرون کشیده اند!! همه اینها باعث شد که این داستان در سومین دوره جایزه ادبی صادق هدایت (اسفند ۸۳) در میان ۵۱۰ اثر٬ تنها شایسته دریافت تندیس صادق هدایت شناخته شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 1384/12/05ساعت 12:0 توسط قصه گو |

 این هفته داستان کوتاه زيبايی را خواهيد شنيد، که آغازگر ادبيات داستانی معاصر فارسی بود.

 

سيد محمدعلی جمالزاده نويسنده اثر، گرچه بيشتر عمرش را خارج از ايران گذراند، با انتشار مجموعه داستانی «یکی بود یکی نبود» و مقدمه ای که بر آن نوشت، نثر فارسی و به خصوص ادبيات داستانی را متحول کرد. او را به همراه صادق هدايت و بزرگ علوی بنيانگذاران ادبيات معاصر فارسی می دانند. برای توضیح بیشتر مقاله بسیار خوب محمد بهارلو را درباره جمالزاده با عنوان «جمالزاده و آرمان دمکراسی ادبی» یا مقاله کوتاه مرا درباره داستان «فارسی شکر است» در ویکی پدیا بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 1384/11/28ساعت 12:0 توسط قصه گو |

 
AddMe.com, Search Engine Marketing