کمتر فارسی زبانی است که نامهای «امیر ارسلان»٬ «فرخ لقا»٬ «پطرس شاه» و «مادر فولادزره دیو» را نشنیده باشد. این آخری که حتی ضرب المثل شده است. اما شاید خیلیها ندانند که این نامها و بسیاری نامهای دیگر شخصیتهای یکی از بزرگترین افسانه های فارسی است: داستان امیر ارسلان نامدار.
این داستان بزرگ را که از حیث تصاویر خیال انگیز٬ تنوع و تعدد شخصیتهای داستانی کم نظیر است٬ میرزا محمد علی نقیب الممالک نقال و قصه گوی ناصرالدین شاه قاجار شبها بر بالین شاه بی لیاقت روایت می کرده است. داستان را که ظاهراْ زاییده تخیل جادویی خود میرزا محمد علی بوده است٬ اما دختر شاه فخرالدوله گردآوری و تحریر کرده است. و الا مانند بسیاری دیگر از آثار فرهنگ شفاهی فارسی به فراموشی سپرده می شد. با وجود شهرت و مقبولیت عامه داستان در قرن گذشته٬ در سال ۱۳۳۹ بود که محمدجعفر محجوب نسخه تصحیح شده و نهایی داستان را به طبع رساند. اثر به زبان آلمانی نیز ترجمه شده است.
داستان علاوه بر ارزشهای داستانسرایی از چند جهت جالب توجه است. نخست: تقابل شرق و غرب در داستان کاملاْ مشهود است و نشان می دهد این تقابل ریشه های تاریخی فرهنگی بسیار عمیق سوای اتفاقات سیاسی قرن اخیر دارد. دوم: تقابل سنت و مدرنیته در داستان مشهود است. گویی اندیشه داستان سرا پذیرش مظاهر تجدد با حفظ ارزشهای سنتی بوده است. راهی که هنوز بسیاری بدان دل خوشند. سوم: نشان می دهد روزگاری که اروپای قرن نوزدهم چهارنعل به سوی مدرنیسم می تاخت٬ چگونه پادشاه قاجار خوشگذران و بی خیال به افسانه ها گوش می سپردند. چهارم: تقدیر گرایی و باز هم تقدیر گرایی از جای جای داستان چکه می کند و گاه مشمئز کننده می شود. هر چند که شخصیت اصلی داستان تا حدی در برابر مقدرات می شورد.
بگذریم... فصل اول داستان را محض نمونه در ظهر جمعه می گذارم.
شناسه:
نام اثر: امیر ارسلان نامدار (فصل اول: سفر خواجه نعمان و سود سرشار او)
آفریننده: میرزا محمد علی نقیب الممالک
گردآورنده: فخرالدوله
راوی: سید
مدت: ۲۱ دقیقه
قالب: امی پی تری
حجم: Mb 3.63
متن نسبتاْ کاملی از کتاب (در قالب پی دی اف) در این آدرس دسترسپذیر است (به کوشش بهروز برادران نویری)
برای شنیدن داستان به اینجا مراجعه کنید (English excerpt 7).
دنبالک پايين گذاری مستقیم
+ نوشته شده در جمعه
1385/01/11ساعت 12:0  توسط قصه گو
|
دوستان!
بالاخره عمو نوروز هم از راه رسيد و اين قصه سالها و قرنهاست که تکرار می شود. از ۷۰۰۰ سال پيش که قوم آريايی قدم به سرزمين ايران گذاشتند و از ۳۰۰۰ سال پيش که اين قوم تاريخ مضبوط پيدا کردند، عمو نوروز هر سال پيام آور نوروز است برايشان...
هر چند روزگار سختی است برایمان... و به قول مرحوم مشيری٬ جامهء رنگین نمی پوشیم به کام٬
بگذاريد به سنت ساليان امسال نيز دست به درگاه باری برداريم و سال و حالی خوشتر طلب کنيم.
نوروز ۱۳۸۵ خجسته باد!
شناسه:
نام اثر: قصهء عمو نوروز
پديد آورنده: نامشخص
راوی: سيد
مدت: ۷ دقيقه
قصه عمو نوروز را اينجا بخوانيد (با تشکر از تورج ا. قوچانی)
قصه صوتی عمو نوروز (Download MP3, 24 Kbps, 1.27 Mb)
+ نوشته شده در جمعه
1385/01/04ساعت 12:0  توسط قصه گو
|
اول: دو نوشته قبلی وبنوشت (۸ و ۹) را بخوانید.
و اما بعد...
صمد بهرنگی (۱۳۱۸ تا ۱۳۴۷) کوتاه زیست: ۳۰ سال. باورش دشوار است که در این مدت کم، چه تاثیر گذار بود بر ادبیات کودکان. زمانی داستان «ماهی سیاه کوچولو»ی او را بهترین داستان کودکان در زبان فارسی می دانستند. صمد اگر عیبی داشت، مرض چپ زدگی بود، اما در دهه چهل، کدام روشنفکر ایرانی و جهان سومی گرفتار این مرض نبود. صمد برای بچه های ایران می نوشت. کمتر کسی را می توان یافت که مثل صمد قصه های عامیانه را کاویده باشد و آنها را با نوشته های خود جانی دوباره بخشیده باشد.
تلخون نخستین داستان نوشته٬ صمد بهرنگی است (۶ اردیبهشت ۱۳۴۰). صمد آن را از افسانه های آذربایجانی اقتباس کرد و به زبان آذری نوشت. بعد به اصرار دوستان به فارسی ترجمه کرد و در کتاب هفته شاملو چاپ نمود. قصه تلخون مرا بیش از همه به یاد «قلب فروزان دانکو» ماکسیم گورکی می اندازد. اما تلخون خوشبختانه آنقدرها به اندیشه های چپگرا آلوده نیست. هنوز یکی از نمونه های خوب قصه های عامیانه ایرانی است.
قصه را که خیلی وقت پیش روایت کرده ام٬ بیشتر قصه خوانی است تا قصه گویی. ولی خوب٬ بشنوید...
شناسه:
نام اثر: قصه تلخون
نویسنده: صمد بهرنگی
راوی: سید
مدت: ۶۱ دقیقه
قالب: MP3
متن قصه تلخون را در ویکی نبشته گذاشته ام.
فایل صوتی را هم اینجا بشنوید (ِDownload MP3, 16 kbps, 7.0 Mb)
فایل صوتی با کیفیت بهتر (MP3 file, 32 kbps, 13.9 Mb)
+ نوشته شده در جمعه
1384/12/12ساعت 12:0  توسط قصه گو
|