تبليغاتX
ظهر جمعه - روزه گشودن به اجبار


Google


برای اینکه بفهمید اینجا چه خبر است٬ نظرهای پست قبلی را بخوانید!

بنا نداشتم تا سال ۸۵ بنویسم یا بگویم در این وبنوشت. ولی چند نظر آخر این صوم سکوت را به اجبار گشود:

نیما و پیام عزیز، سارا و فروغ و دچار،

نخست گمان ندارم که نوشتهء قبلی توهین آمیز بوده باشد. اولاً نوشته ام :«این روزها خیلی منفی بافم» یعنی خود واقفم که جمله بعدی نوعی منفی بافی است. در ثانی از گزارهء من در هیچ نظام منطقی (اعم از کلاسیک یا امروزی) نمی توان نتیجه گرفت که همهء شنونده های ظهر جمعه تنبل و کتاب نخوان هستند. خواستم تلنگری بزنم به جماعت فارسی زبان که نه به گفتهء این قصه گوی منفی باف که به شهادت آمار رسمی کتاب نخوان ترین جمعیت دنیاست. پس سارا خانم، این جمله واقعا اصلاً غیر محترمانه است نیست.

دوم دوست رنجیده من! بگذر از این منیتها و جلو خود بلند شدنها و کارت پستال برای خود فرستادنها! عزت نفس خوب است، اما نه اینکه هر سخنی به تریچ قبایتان بگیرد. اگر شما کتابخوانی که خوشا به سعادتت! به طور خودکار از شمول عرض بنده رسته ای!
همین فرهنگ تشکر از خود ما را به آنجا رسانده، که دولتیان خود را جانشینان خداوند بشمارند. رییس جمهور در مجلس بگوید توهین به ریاست جمهوری جرم محرز است و سخن هر روزنامه نگار و نویسنده ای به بهانه توهین به آستین پوستین بابا خواجهء فلان کس٬ او را به چند سال آب خنک و داغ و درفش مهمان کند.

سوم اگر باز هم قانع نشدی! گردن قصه گو از مو باریکتر: رسماْ و علناْ با قلبی خسته و دلی شکسته٬ از جرم نکرده تبری می جویم و از محضر آن بزرگواران آزرده از زخم قلمم٬ طلب عفو می کنم.

چهارم نظر شنوندگان و خوانندگان عمدتاْ حول این محور است که ظهر جمعه کار خوبی است و خوب خالق نباید توقع نتیجه از کارش داشته باشد (به عبارت بهتر باید صلواتی کار کرد)!
موافقم! ولی خوب خداییش چند نفر از شما که کار را خوب و لازم می شمارید حاضرید با این ایده همکاری کنید؟ شما محترمان که مثل فروغ با «مقوله گوش و تاثیر شنوایی» آشنا هستید (بر عکس من که از پشت کوه فرار کرده ام و به عمرم رادیو ندیده ام) و فکر می کنید کتاب صوتی برای موقع رانندگی مفید است. چند نفرتان حاضرید دو تا کتاب صوتی ضبط کنید تا بقیه گوش بدهند؟ مگر آن که بگویید نمی خواهید صوت داوودیتان را (که بر خلاف انکرالاصوات قصه گو ارزش دارد) خلایق بشنوند. به هر حال ادامه کار به این شکل و با این حجم بدون همکاری شما ناممکن است. اگر کسی مایل به همکاری با ظهر جمعه است نمونهء کارش (قصه خوانی یا قصه گویی) را به من ایمیل بزند.

پنجم از نظر نیمای م. به ویژه سپاسگزارم٬ که اصل سخن مرا دریافت و بهترین پاسخ را داد. سپاس!

ششم برای اینکه کدورت از دلتان برود و دچار هم نگوید تنها سه تا داستان را توانسته داونلود کند: داستان «فارسی شکر است» جمالزاده را روی سرور جدیدی گذاشتم. با این حساب همه داستانهای ظهر جمعه الان دسترس پذیرند به جز عبور و مرور. 
فایل صوتی فارسی شکر است (Downlaod MP3, 24 kbps, 5.98 Mb)

و السلام

+ نوشته شده در چهارشنبه 1384/12/24ساعت 4:23 توسط قصه گو |

 
AddMe.com, Search Engine Marketing